فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٧٢ - رأى حكماء مشاء در مجعول اصلى
آنرا توجيه نموده و ميفرمايد:
اتّصاف ماهيّت بوجود امر امر انتزاعى و متوقّف بتحقّق ماهيّت و وجود است تا
از نسبت وجود به ماهيّت اين اتّصاف انتزاع گردد پس اصالت آن بدون سبق طرفين
كلام سخيفى است و شايد مقصودشان اين باشد كه اثر جاعل امر بسيطى
است كه وجود باشد يعنى متعلّق جعل همين امر بسيط است، لكن عقل در مقام
تحليل آن را بصفت و موصوفى منحل مىكند و موصوف را ماهيّت و صفت را وجود
قرار ميدهد در اين صورت كلام ايشان با محقّقين از همين مكتب منطبق شده و قهرا
در مسئله دو قول باقى مىماند.
قوله: و لعلّ هؤلاء: مشار اليه « هؤلاء » غير محقّقين از مشّائين مىباشد.
قوله: يحلّله العقل: ضمير منصوبى در « يحلّله » به امر بسيط راجع است.
قوله: الى موصوف و صفة: مقصود از موصوف، ماهيّت و از صفت، وجود
مىباشد.
قوله: و الّا: يعنى و اگر كلام ايشان را توجيه نكنيم.
قوله: فرع تحقّق الطّرفين: مقصود از طرفين، طرفين اتّصاف يعنى موصوف و
صفت مىباشد.
قوله: و انّه امر انتزاعى: ضمر در « انّه » به اتّصاف راجع است و مقصود از
« انتزاعى » معناى ربطى مىباشد.
متن: « ٨٩ »
|
بالذّات بالعرض من مركّب |
و من بسيط فى الثّلثة إضرب |