فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٨٣ - اعتراض كاتبى و جواب شارح مواقف
شارح مواقف از اين ايراد دو جواب داده است:
١- منظور معتزله از اين تعريف اينستكه حال اجمالا صفت است براى
موجود و امّا اينكه دائما اينطور باشد كلامشان دلالت بر آن ندارد تا مورد ايراد
باشد.
٢- اين اشكال بآن دستهاى از معتزله وارد است كه معدومات را ثابت
و در حال عدم متّصف باحوال دانند و امّا گروهى كه معدوم را اصلا ثابت
نمىدانند و يا احيانا اگر بدانند احوال را صفت آنها نمىدانند مورد اين اعتراض
نيستند پس اشكال بطور كلّى بهمه ايشان متوجّه نيست بلكه بآن جماعتى استكه
اين تعريف را نموده و در عين حال ملتزمند كه احوال صفت معدوماتند و امّا
آنهائيكه اصلا معدومات را موصوف باحوال نمىدانند از اين اشكال مبرّا هستند.
قوله: و اعترض الكاتبى على هذا الحدّ: يعنى تعريفى كه براى حال ذكر شد.
قوله: بانّه لا يصحّ: ضمير در « انّه » به هذا الحدّ راجع است.
قوله: مع انّها حاصلة للذّات: ضمير در « انّها » به جوهريّت راجع است.
قوله: بكونه صفة للموجود: ضمير در « كونه » به حال بر مىگردد.
قوله: صفة له فى الجملة: ضمير در « له » به موجود راجع بوده و مقصود از
« فى الجملة» يعنى در پارهاى از اوقات.
قوله: و ايضا هذا: مشار اليه « هذا » به اشكال مذكور راجع است.
قوله: اوقال به: ضمير در « به » به معدوم راجع است.
متن: « ٦٥ »
|
نفى، ثبوت معهما مرادفة |
و شبهات خصمنا مزيّفة |