فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥ - مقاله مؤلف
تفسير كبير فخر رازى باينمعنا منطبق شده ولى در بسيارى از تفاسير معتبره چه از
اهل سنّت و چه از تفاسير اماميّه اينطور بيان نشده است در تفسير شريف « تبيان »
تأليف شيخ الطّائفه المحقّة ابى جعفر محمّد بن الحسن الطّوسى قدّس سرّه هشت
معنا براى آن نقل مىفرمايد و در هيچكدام از آنها خصوص اين حكمت گفته
نشده است و ما فهرست آنها را ذيلا نقل مىكنيم:
مقاله مؤلف
١- از ابن عبّاس و ابن مسعود نقل شده كه حكمت علم قرآن است يعنى
دانستن ناسخ، منسوخ، محكم و متشابه.
٢- از ابن زيد است كه حكمت علم دين مىباشد.
٣- از سدى است كه حكمت را به نبوّت تفسير كرده است.
٤- مجاهد گويد: حكمت بصواب رفتن است.
٥- ابراهيم نخعى گفته: حكمت عبارتست از فهم و درك.
٦- ربيع آورده: حكمت خشيت را گويند.
٧- از قومى ديگر چنين نقل شده كه حكمت علمى است كه منفعتش
عظيم و فائده آن حلال باشد.
٨- از قتاده و ضحّاك منقول است كه حكمت و قرآن و علم فقه
مىباشد.
و بهمين مضمون روايتى از حضرت مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام وارد
شده است و چنانچه ملاحظه مىشود معتبرين از اهل تفسير در اين اقوال قولشان
آبى از حمل بر مورد بحث مىباشد اگرچه در ميان اين اقوال بعضى هم بمعنائى
قائل شدهاند كه منافات كلّى با حكمت محلّ بحث ندارد ولى هيچكدام از اين
آراء بخصوص معناى منظور تفسير نكردهاند.
صاحب تفسير كشّاف يعنى جار اللّه زمخشرى كه از اعيان و وجوه علماء
عامّه است حكمت را به علم و عمل معنا نموده و گفته است:
و الحكيم عند اللّه هو العالم العامل.
و بنظر قاصر حقير بهترين معنائى كه براى حكمت مىباشد همان معنا و