فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥٩ - فصل زايد بودن وجود بر ماهيت
موجودات حاصله در ذهن مىباشند.
قوله: لا اعتبار العدم: يعنى بشرط لا.
قوله: بعد التّعمّل الشّديد: مقصود از « تعمّل » تصرّف و اعمال قدرت عقل
مىباشد.
قوله: بالحمل الاوّلى: مناط در اين حمل اتّحاد موضوع با محمول در وجود و
مفهوم مىباشد مانند:
الانسان حيوان ناطق، كه حيوان ناطق معرّف انسان بوده و انسان معرّف آن
مىباشد و پرواضح است كه معرّف عين معرّف بوده هم بحسب وجود و هم بلحاظ
مفهوم فقط فرقى كه بين ايندو وجود دارد از نظر اجمال و تفصيل است چه آنكه
معرّف وجود تفصيلى معرّف بحساب مىآيد.
ولى در حمل شايع مناط اتّحاد در وجود و اختلاف در مفهوم است مانند
حمل كلّيّه كلّيّات بر مصاديق و بعبارت ديگر، اينحمل در قضايائى است كه
محمول اعمّ از موضوع باشد.
قوله: و ان كانت بالحمل الشّايعه الصّناعى وجودا: ضمير در « كانت » به
ماهيّت راجع مىباشد.
مؤلّف گويد:
وجه تسميه حمل شايع به صناعى اينستكه اينقسم از حمل در صنايع و
علوم رائج و دارج است.
و سرّ اينكه مصنّف فرمود ماهيّت بحمل شايع وجود است در حاليكه
موجود مىباشد اينستكه وجود با موجود متّحد است و يا همانطوريكه محقّق
شريف گفته است مشتقّات بسيط بوده و از آنها بمبدء اشتقاق مىتوان تعبير كرد.
قوله: و كذا التّخلية و التّجريد: يعنى تخليه و تجريد همچون ماهيّت باعتبار
حمل اوّلى ذاتى وجود نبوده ولى بملاحظه حمل شايع وجود مىباشند.