فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠ - ادله مصنف(ره) بر اشتراك وجود
و چنانچه ملاحظه مىشود اين برهان بر سه مقدّمه مشتمل است:
الف: عدم معنايش واحد است و دليل آن گذشت.
ب: وجود نقيض عدم است زيرا نسبت بين ايندو سلب و ايجاب
مىباشد.
ج: وجود چون نقيض عدم بوده و عدم نيز يك معنا دارد لازم است وجود
هم داراى يك معنا بوده و در غير اينصورت ارتفاع نقيضين لازم مىآيد.
توضيح و شرح
اگر فرض كرديم برا « الف » دو نقيض بنام ب و ج مىباشد، در اينجا
چهار صورت پيش مىآيد:
١- آنكه هر سه يعنى الف، ب، ج اجتماع كنند.
٢- آنكه هر سه مرتفع باشند.
٣- آنكه الف موجود بوده ولى ب و ج معدوم باشند.
٤- عكس صورت سوّم.
و هر چهار صورت باطل و فاسد است.
امّا صورت اوّل چون مستلزم اجتماع نقائض مىباشد.
و امّا صورت دوّم زيرا مستلزم ارتفاع نقائض است.
و امّا صورت سوّم بعلّت اينكه لازم مىآيد نقيضين يعنى ب و ج مرتفع
باشند.
و امّا صورت چهارم وجهش اينستكه لازم دارد كه نقيضين با هم اجتماع
نمايند.
پس بعد از بطلان اين توالى بايد گفت نقيض شيئ واحد بايد واحد
باشد، لذا نقيض عدم كه وجود است آن نيز واحد است و مقصود و مطلوب همين
بود.