فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١ - دليل پنجم براى اصالت وجود
مجرّدات كجا و مادّيّات كجا!
آسمان كجا و زمين كجا!
انسان كجا و فرس كجا!
و اينها هر كدام ماهيّتى هستند كه ذاتا از ديگرى منهاض و جدا مىباشند
از اينرو بايد گفت: وقتى امر بدين منوال شد آنگاه وجه اللّه الواحد را چگونه
جواب گوئيم:
يا آيهاى كه مىفرمايد: انّما امره اذا اراد شيئا الخ.
كه يكى از مصاديق آن عالم است كه در آيه و ما امرنا الّا واحده بآن اشاره
شده است چگونه توجيه مىشود.
و حال آنكه وجود را اگر اصيل دانسته و ماهيّت را اعتبارى بدانيم
هيچيك از اين سؤالات طرح نشده و كوچكترين محذور و ايرادى لازم نمىآيد
زيرا تمام اين متخالفات در يك جهت جامعه با هم مشترك بوده و آن نور هستى و
وجود مىباشد كه مجعول اصلى و حقيقى است و تغاير و تعدّد موجودات بواسطه
امر تبعى و اعتبارى يعنى ماهيّت مىباشد و اين معنا با ظواهر آيات نيز تخالف و
تهافتى ندارد.
قوله: و هو كلمته الخ: شايد وجه اينكه بافعال اطلاق كلمه شده اين باشد
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج١ ؛ ص١٢١
همانطور كه كلمه كشف از مافى الضّمير نموده و پرده از رخسار نهان
بر مىدارد عينا فعل حضرتش نيز حجاب را از امر نهانى كه اراده باشد برداشته و
آنرا بلا تشبيه كالشّمس فى رابعة النّهار در منصّه ظهور درآورده است و اينكه اراده
را بفعل تفسير نموديم و آنرا از صفات فعل حضرت رحمن جلّت عظمته قلمداد
كرديم جهتش آنستكه عقيده حقّه و صحيحه نزد اماميّه و طائفه حقّه اينست
چنانچه باين مضمون رواياتى از حضرات آل اللّه الطّاهره بما رسيده از جمله
روايتى است كه از حضرت مولى المتّقين امير المؤمنين سلام اللّه القدسى عليه كه
مىفرمايند:
انّما ارادته فعله.