إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٢ - شبهه مفهوميه
حكم فرض سوّم و چهارم: اگر مخصّص، متّصل باشد و مفهوما اجمال پيدا كند، اجمالش به عام هم سرايت مىكند خواه ترديد، بين اقلّ و اكثر باشد يا بين متباينين زيرا مخصّص متّصل در برابر عام، يك دليل مستقل نيست و قبلا هم بيان كرديم كه اصلا نبايد بر مخصّص متّصل عنوان «مخصّص» اطلاق نمود بلكه مخصّص متّصل از قبيل «ضيّق فم الرّكية» [١] مىباشد و درحقيقت، بيش از يك دليل نداريم و چنانچه قسمتى از آن، مجمل شود، تمام دليل اجمال پيدا مىكند.
اينك به توضيح آن دو فرض مىپردازيم: الف: مخصّص، متّصل [٢] و ترديد، بين اقلّ و اكثر: مولا فرموده «اكرم كلّ عالم غير فاسق» و شما مىدانيد كه مرتكب كبيره از تحت عام، خارج است امّا نسبت به مرتكب صغيره ترديد داريد كه آيا او هم فاسق است يا نه به عبارت ديگر: شما فقط با يك دليل، مواجه هستيد و نمىدانيد كه آيا مرتكب صغيره، عالم غير فاسق هست يا نه لذا به كدام دليل مىتوانيد، تمسّك كنيد؟
آيا اگر شما ترديد نمائيد كه فلان فرد، عالم است يا نه مىتوانيد به عام تمسّك نمائيد؟
اگر نمىدانيد كه عنوان عالم بر زيد، منطبق است يا نه نمىتوان به عام تمسّك نمود، در فرض مسئله هم كه عنوان عالميّت، محرز مىباشد لكن وصف غير فاسق نبودن، محرز نيست و از جهت مفهوم اجمال دارد، نمىتوان به عام و «اكرم كلّ عالم غير فاسق» تمسّك نمود [٣].
بخلاف فرض اوّل كه مخصّص، منفصل و ترديد بين اقلّ و اكثر بود و اجمال به
[١]معناى جمله مذكور، اين نيست كه ابتدا دهانه چاه را موسع كن سپس مضيق نما بلكه معنايش اين است كه چاه را «ضيقا» احداث كن.
[٢]ضمنا فرض مسئله در جائى است كه مخصص متصل «مفهوما» اجمال دارد.
[٣]البته حجيت عام، نسبت به اقل- و قدر متيقن- به قوت خود باقى هست.