إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٥ - سائر ادوات دال بر حصر
منظور از جنس چيست؟
مقصود از جنس، ماهيّت و طبيعت مىباشد و اعمّ از نوع و فصل هست [١] و بديهى است كه هر ماهيّتى بالذّات تميّز دارد يعنى «بقر» يك ماهيّت دارد كه آن ماهيّت، غير از ماهيّت غنم هست- و همچنين سائر ماهيّات.
سؤال: تعريف جنس يعنى چه و آيا شما كه «انسان» را با الف و لام، معرّف مىكنيد و نام آن الف و لام را جنس مىگذاريد مگر «انسان»، نكره بوده كه به آن وسيله، او را معرفه مىكنيد به عبارت ديگر: آيا آن «جنس» مبهم بوده كه مىخواهيد آن را متشخّص نمائيد؟
جواب: معناى تعريف جنس، غير از اين نيست كه: همان ماهيّتى كه «بنفسه» ممتاز و متميّز است، شما به وسيله الف و لام به آن اشاره مىكنيد در غير اين صورت نمىتوان مفهومى براى تعريف جنس بيان كرد زيرا جنس، نكره نيست كه بخواهيم آن را معرفه نمائيم.
خلاصه: قاعده اوّلى، اين است كه الف و لام براى تعريف جنس باشد.
مقدّمه دوّم: اصل اوّلى در قضاياى حمليّه- مبتدا و خبر- اين است كه حملش شايع صناعى باشد نه حمل اوّلى ذاتى.
ملاك حمل اوّلى ذاتى، اين است كه: موضوع و محمول از نظر مفهوم، متّحد باشند مانند: «الانسان انسان» يا «الانسان بشر» و چهبسا به نظر مصنّف، آنجائى كه بين موضوع و محمول فقط از جهت ماهيّت، اتّحاد هست، حملش حمل اوّلى ذاتى باشد مانند «الانسان حيوان ناطق» [٢].
[١]منظور، جنس منطقى نيست.
[٢]درحالىكه به حسب واقع، چنين نيست لكن به نظر مصنّف، آنهم حمل اوّلى ذاتى هست.