إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٨٣ - تعدد شرط و وحدت جزا
و امّا برفع اليد عن المفهوم فيهما [١]، فلا دلالة لهما على عدم مدخلية شيء آخر في الجزاء، بخلاف الوجه الاوّل؛ فانّ فيهما الدّلالة على ذلك(١).
با منطوق «اذا خفى الاذان فقصّر» معارض است و چون تعارض به نحو مطلق و مقيّد است به وسيله منطوق، اطلاق مفهوم را مقيّد مىنمائيم [٢] و نتيجه آن بعد از تقييد، اين است:
«عدم وجوب القصر بانتفاء خفاء الجدران الا اذا خفى الاذان». نتيجتا هم خفاء اذان به تنهائى در وجوب قصر، مؤثّر است و هم خفاء جدران منفردا در وجوب قصر مدخليّت دارد.
سؤال: اثر ثبوت مفهوم براى آن دو قضيّه چيست؟ اگر قضيّه شرطيّه، فاقد مفهوم هم بود، چنان مطلبى مسلّم بود.
جواب: ما از مفهوم دو قضيّه شرطيّه استفاده مىكنيم غير از خفاء جدران و همچنين غير از خفاء اذان، امر سوّمى در وجوب قصر، مؤثّر نيست پس هم خفاء اذان در وجوب قصر، مؤثّر است و هم خفاء جدران و غير از آن دو، شىء ديگرى نمىتواند در وجوب قصر تأثير نمايد يعنى: با انتفاء خفاء جدران و خفاء اذان، وجوب قصر، منتفى هست.
(١)- وجه دوّم: در اين قبيل قضايا كه شرط، متعدّد است و جزا هم تكثّر ندارد- واجب نيست كه مكلّف دو دفعه يا فرضا سه دفعه نمازش را قصرا بخواند- بگوئيم اصلا قضيّه شرطيّه مفهوم ندارد و نتيجهاش اين است كه: خفاء اذان به تنهائى در وجوب قصر مدخليّت دارد و همچنين خفاء جدران منفردا در وجوب قصر، مؤثّر است.
سؤال: آيا امكان دارد شىء سوّمى هم در وجوب قصر مدخليّت داشته باشد؟
جواب: چون در اين وجه گفتيم آن دو قضيّه شرطيّه مفهوم ندارد، ممكن است شىء سوّمى در وجوب قصر، مؤثّر باشد- دليلى بر عدم مدخليّت شىء ثالث بر وجوب
[١]بملاحظة انها انما تظهر فى المفهوم عند عدم القرينة على الخلاف و تعدد الشرط قرينة على الخلاف ... ر. ك: شرح كفاية الاصول مرحوم حاج شيخ عبد الحسين رشتى ١/ ٢٧٨.
[٢]مفهوم قضيه شرطيه دوم را به وسيله منطوق اولى مقيد مىنمائيم.