إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٠ - استقرا
متنجّس قصد تقرّب كند امّا در محلّ بحث، قصد تقرّب به وسيله وضو با آب متنجّس نشده لذا حرمت تشريعى تحقّق پيدا نمىكند و حرمت ذاتى هم كه از اوّل، مطرح و متحقّق نبوده.
سؤال: چرا مستفاد از روايت، اين است كه مكلّف بايد آب آن دو ظرف را بريزد و تيمّم كند؟- در روايت، چنين آمده: «يهريقهما».
جواب: الف: ممكن است بگوئيم روايت مزبور برخلاف قاعده، يك حكم تعبدى را ثابت مىكند.
ب: اگر مكلّف بخواهد با آب آن دو ظرف مشتبه وضو بگيرد، مواضع وضوى او، متنجس و به نجاست خبثى مبتلا مىشود لذا شارع مقدّس براى اينكه مكلّف، گرفتار نجاست خبثى نشود، دستور اراقه آب آن دو ظرف را صادر كرده است.
سؤال: چگونه و به چه كيفيّتى مكلّف، گرفتار نجاست خبثى مىشود؟
جواب: فرضا مكلّف، اوّل با ظرف «الف» وضو گرفت بعد از اتمام وضو كه بنا دارد با ظرف «ب» وضو بگيرد، قاعدتا اوّل، مواضع وضو را با آب ظرف «ب» به حسب ظاهر تطهير مىكند سپس مشغول وضو به وسيله آب ظرف «ب» مىشود وقتى او آب را بر دست خود بهعنوان تطهير مىريزد به مجرّد اينكه آب ظرف «ب» با دست او ملاقات پيدا كرد در همان لحظه هم يقين پيدا مىكند كه آن موضع، متنجس است زيرا:
اگر آب ظرف «الف» متنجس بوده، هنوز مطهرى نيامده، در مطهّر، «تعدّد»- دو مرتبه آب ريختن- لازم است، چنانچه بگوئيد تعدّد، لازم نيست بلكه «انفصال [١]» غساله، شرط
[١]يعنى آبى كه بهعنوان تطهير بر موضع مىريزند بايد از محل، جدا شود تا طهارت حاصل گردد.