إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٨ - «شبهه مصداقيه»
زيد مشكوك الفسق را از آن استفاده كرد به عبارت ديگر: چه قصورى در عام هست كه نمىتوان به آن تمسّك نمود؟
شما- مصنّف- فرموديد عام در عموم ظهور دارد، در معناى حقيقى و موضوع له استعمال شده و در هر موردى كه ظهور، محقّق باشد مىتوان به اصالت الظّهور كه معنايش حجّيّت ظهور است، تمسّك نمود يعنى: ظاهر كلام براى عبد و مولا حجّيّت دارد و انسان مىتواند به ظواهر كلام، استناد و احتجاج نمايد به عبارت ديگر در عالميّت زيد كه ترديدى نيست لكن فسق او مشكوك است پس چرا نمىتوان به «اكرم كلّ عالم» يا «اكرم العلماء» تمسّك نمود؟
جواب: نكته و علّتش اين است كه عام در تمام افراد و مصاديق «ظهور» دارد و معناى عامّ مذكور، «كلّ عالم» مىباشد لكن عام، بعد از تخصيص، ذو عنوان شده و از نظر حجّيّت، دائرهاش مضيّق مىشود كأنّ معناى عامّ مذكور، اين است كه: «اكرم العلماء غير الفسّاق»، عام در «غير الفسّاق» حجّيّت دارد و فرق مخصّص متّصل و منفصل در اين جهت است كه اگر مولا از ابتدا مىفرمود «اكرم العلماء غير الفسّاق» ظهورى كه براى آن منعقد مىشد، نسبت به عالم غير فاسق مىبود امّا فعلا كه با مخصّص منفصل، مطلب را بيان كرده، ضربهاى نسبت به ظهور وارد نمىشود و عام در «كلّ عالم» ظهور دارد امّا بايد «ظهور» حجّيّت پيدا كند و اصالت الظّهور در آن جارى شود. نتيجه تخصيص در محلّ بحث، اين است كه حجّيّت در دائره معينى محدود مىشود يعنى اكرم كلّ عالم در عموم ظهور دارد امّا آن ظهور، نسبت به عموم حجّيّت ندارد بلكه در ما عدا و غير مخصّص، حجّت است به عبارت ديگر، حجّيّت آن، نسبت بهعنوان غير مخصّص است يعنى: عالم غير فاسق، «فاسق»، عنوان مخصّص است و حجّيّت به غير عنوان مخصّص، محدود مىشود و آنچه كه فعلا براى ما حجّيّت دارد و انسان مىتواند به آن احتجاج نمايد كأنّ «اكرم العلماء غير الفسّاق» مىباشد و، عالميّت زيد، مسلّم است و اكرم العلماء از جهت