إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٤٢ - سائر ادوات دال بر حصر
و منها: ما كان في مقام الرّدع و ابطال ما أثبت أولا، فيدلّ عليه [١] و هو واضح(١).
جبران نمود و گفت: «بل عمرو».
در دو فرض مذكور، كلمه «بل» اضرابيّه كه بهعنوان تذكّر يا جبران سبق لسان استعمال شده، دلالتى بر حصر ندارد، جملهاى كه بهعنوان تذكّر يا جبران سبق لسان به صورت جاءنى زيد بل عمرو بيان مىشود با آن جملهاى كه از ابتدا بدون اشتباه يا سبق لسان به صورت «جاءنى عمرو» گفته مىشود، هيچ فرقى ندارد.
آيا اگر متكلّم مىگفت: «جاءنى عمرو» كسى از آن استفاده انحصار مىنمود؟ خير! مگر اينكه كسى قائل به ثبوت مفهوم لقب شود- بزودى خواهيم گفت كه چنان مفهومى هم ثابت نيست.
٣اين قسم، جنبه تأكيد دارد يعنى مضرب عنه- آنچه را كه ابتداء ذكر مىكنند- جنبه توطئه و تمهيد براى مضرب اليه دارد مثل اينكه اوّل بگويد «جاءنى القوم» ولى به دنبالش بهعنوان تأكيد بگويد «بل سيّدهم»، جمله «جاءنى القوم» شامل تمام قوم مىشود امّا متكلّم بهعنوان دفع توهّم مىگويد: «بل سيّدهم».
در فرض سوّم هم كلمه «بل» دلالت بر مفهوم ندارد و كأنّ متكلّم از ابتدا چنين گفته:
«جاءنى جميع افراد القوم».
(١)- ٤ مصنّف رحمه اللّه قسم چهارم را در حاشيه «منه» به دو قسم تقسيم نمودهاند.
توضيح ذلك: گاهى متكلّم، بدون غفلت و نسيان، مجىء را براى زيد، اثبات مىكند و مىگويد: «جاءنى زيد» سپس با كلمه «بل» اضرابيّه هدفش اين است كه آنچه را اوّل
[١]اذا كانت بصدد الردع عنه ثبوتا، و اما اذا كان بصدده اثباتا كما اذا كان مثلا بصدد بيان انه انما اثبته اولا بوجه لا يصح معه الاثبات اشتباها فلا دلالة له على الحصر ايضا فتامل جيدا منه قدّس سرّه ر. ك:
كفاية الاصول محشى به حاشيه مرحوم مشكينى ١/ ٣٢٩.