إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٣ - تعيين محل نزاع در مفهوم وصف
و أمّا في غيره [١]، ففي جريانه اشكال أظهره عدم جريانه و ان كان يظهر مما عن بعض الشّافعيّة، حيث قال «قولنا في الغنم السّائمة زكاة يدل على عدم الزكاة في معلوفة الابل» جريانه فيه [٢]. و لعلّ وجهه استفادة العلّيّة المنحصرة منه(١).
مادّه افتراق از ناحيه وصف در موردى است كه وصف تحقّق دارد لكن موصوف، محقّق نيست مثل اينكه به جاى غنم سائمه، «ابل سائمه» باشد كه وصف و سائميّت، محقّق است امّا موصوف تحقّق ندارد كه فرض مذكور، ارتباطى به بحث ما ندارد. زيرا موردى كه وصف، محقّق است امّا موصوف تحقّق ندارد، ارتباطى به قضيّه وصفيّه و مفهوم ندارد- بحث ما در موردى است كه وصف تحقّق نداشته باشد.
جمعبندى: آنجائى كه نسبت بين وصف و موصوف، عموم و خصوص من وجه است، داراى سه فرض مىباشد.
١نسبت به مادّه اجتماع، منطوق، حاكم است. ٢- مادّه افتراق از ناحيه موصوف، داخل بحث و محلّ نزاع هست. ٣- مادّه افتراق از ناحيه وصف، اصلا از محلّ بحث، خارج است.
(١)از بعضى از شافعيّه استفاده مىشود فرض چهارمى هم داريم كه داخل بحث و محلّ نزاع مىباشد.
بيان ذلك: آن قسم چهارم نه ارتباطى به مادّه اجتماع دارد و نه ربطى به مادّه افتراق از ناحيه موصوف و نه ارتباطى به مادّه افتراق وصف. به عبارت ديگر: بر قسم رابع نه عنوان وصف، منطبق است و نه عنوان موصوف.
آنها گفتهاند: اگر دليلى بگويد «فى الغنم السّائمة زكاة» ما از طريق مفهوم استفاده مىكنيم
[١]اى: فى مورد الافتراق من جانب الوصف و الموصوف جميعا.
[٢]حيث إنّه اذا دل بالمفهوم على حكم صورة انتفاء الوصف و الموصوف اى معلوفة الابل فدل بالمفهوم على حكم صورة انتفائهما فى المتساويين و العام و الخاص المطلقين ايضا. ر. ك: شرح كفاية الاصول مرحوم حاج شيخ عبد الحسين رشتى ١/ ٢٨٩.