إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٦ - اقسام تعلق نهى به عبادت
جواب: ١- قسم اوّل [١] مسلّما داخل در محلّ بحث است.
٢قسم دوّم [٢] هم داخل در بحث فعلى هست زيرا: اگر مجموعهاى داراى عنوان عبادت بود، اجزاى آنهم عنوان عبادت دارد و در نتيجه اگر جزئى از آن متعلّق نهى واقع شد، صادق است كه بگوئيم: نهى به عبادت متعلّق شده.
سؤال: اگر نهيى به جزء عبادت متعلّق شد و مكلّف، آن جزء را به نحو حرام اتيان نمود، بنا بر «اقتضا» كلّ عبادت هم باطل مىشود يا نه؟
جواب: ممكن است آن جزء، باطل باشد امّا كل عبادت، باطل نباشد، مثل اينكه شما از آن جزء باطل صرفنظر نمائيد و به جايش يك جزء ديگر اتيان نمائيد.
مثال: اگر مكلّفى در نماز، يكى از سور عزائم- كه قرائتش در نماز، حرام است- را اتيان نمود، آن سوره، جزء نماز واقع نمىشود- حرام و باطل است- امّا مكلّف براى اين كه نمازش بدون سوره نباشد يكى از سور غير عزائم را قرائت نمود، در اين صورت وجهى براى بطلان عبادت نيست [٣]- بطلان جزء با بطلان كل، ملازم نيست.
تذكّر: بيان مذكور در صورتى است كه محذور و عنوان ديگرى كه موجب بطلان باشد، تحقّق پيدا نكند مثلا اگر كسى در نماز، يكى از سور عزائم را خواند و سپس به جاى آن، سوره ديگرى- غير از عزائم- را قرائت نمود در اين صورت گرچه سوره غير حرامى را اتيان نموده لكن چون دو سوره در نماز قرائت كرده، عنوان «قران» بين سورتين تحقّق پيدا كرده و به نظر بعضى از فقها نمازش باطل است [٤].
[١]تعلق نهى به مجموع عبادت.
[٢]تعلق نهى به جزء عبادت.
[٣]مگر اينكه مكلف در نمازش فقط به يكى از سور عزائم اكتفا كند.
[٤]قرائت دو سوره مستقل كه از آن، تعبير به «قران» بين سورتين مىشود به نظر بعضى از فقها مبطل نماز است.