إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤١ - ثمره مسأله خروج از دار غصبى
اما الصّلاة فيها في سعة الوقت فالصحة و عدمها مبنيان على عدم اقتضاء الامر بالشيء للنهي عن الضّدّ و اقتضائه، فانّ الصّلاة في الدّار المغصوبة و ان كانت مصلحتها غالبة على ما فيها من المفسدة، الا أنّه لا شبهة في أن الصّلاة في غيرها تضادّها بناء على أنه لا يبقى مجال مع احداهما للاخرى مع كونها أهمّ منها، لخلوّها من المنقصة النّاشئة من قبل اتّحادها مع الغصب(١).
نهى غلبه داد و گفت صلات در دار غصبى فقط مأمور به هست در اين صورت هم حكم به صحّت صلات در دار غصبى مىشود.
تذكّر: حكم به صحّت در صورتى است كه مكلّف در ضيق وقت، نمازش را در آنجا اتيان نمايد زيرا در توسعه وقت مجبور نيست در مكان غصبى نماز بخواند.
(١)سؤال: بنا بر قول به امتناع و غلبه جانب امر بر نهى آيا اتيان صلات در دار غصبى در «توسعه وقت» صحيح است يا نه؟
جواب: پاسخ سؤال مبتنى بر اين مسئله هست كه «الامر بالشّيء هل يقتضى النّهى عن ضدّه أو لا»؟
توضيح ذلك: اگر يك واجب اهم به نام ازاله نجاست از مسجد و يك واجب مهم به نام اتيان صلات ظهر داشته باشيم [١] در اين صورت آيا امر به ازاله، مقتضى نهى از صلات هست يا نه؟
اگر كسى امر به ازاله را مقتضى نهى از ضد بداند، اتيان صلات در صورت عدم اشتغال به تطهير مسجد، محكوم به بطلان است.
سؤال: بحث فعلى چه ارتباطى به ازاله و صلات- اهم و مهم- دارد؟
جواب: ارتباطشان به اين نحو است كه صلات در دار غصبى بنا بر امتناع و تغليب
[١]درباره فرض مذكور مفصلا در بحث «ضد» توضيح دادهايم كه: فرضا فردى اول ظهر وارد مسجد و متوجه شد كه آنجا آلوده به نجاست شده يعنى: هم امر به صلات، متوجه او هست و هم امر به ازاله منتها چون وقت نماز ظهر، موسع هست، واجب «مهم» محسوب مىشود و ازاله نجاست از مسجد، واجب «اهم» به حساب مىآيد.