تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥
روشن به سراغ آنها آمد گفتند: اين سحرى است آشكار»! «فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ».
عجب اين كه: طايفه «يهود»، قبل از مشركان عرب، اين پيامبر صلى الله عليه و آله را شناخته بودند، و حتى براى شوق ديدار او ترك وطن نموده، و طوائفى از آنها در سرزمين «مدينه» ساكن شدند، اما با اين همه، بسيارى از بتپرستان، سرانجام اين پيامبر موعود را شناخته و ايمان آوردند، ولى بسيارى از «يهود» بر لجاج و عناد و انكار باقى ماندند.
گروهى از مفسران، ضمير در «فَلَمَّا جاءَهُمْ» را به پيامبر اسلام (احمد) همان گونه كه در بالا آورديم، برگرداندهاند.
ولى، بعضى معتقدند: ضمير به حضرت عيسى عليه السلام برمىگردد، يعنى هنگامى كه عيسى عليه السلام معجزات روشن را براى «بنى اسرائيل» آورد، آن را انكار كرده، سحرش خواندند.
و آيات بعد نشان مىدهد كه، تفسير اول صحيحتر است؛ چرا كه در اين آيات، تكيه روى اسلام و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله شده است.
***
نكتهها:
١- رابطه بشارت و تكامل دين
تعبير «بشارت» در مورد خبر دادن مسيح عليه السلام از ظهور اسلام، اشاره لطيفى به تكامل اين آئين نسبت به آئينهاى پيشين است، بررسى آيات قرآن و مقايسه معارف و تعليمات اسلام در زمينه عقائد، احكام، قوانين، مسائل اخلاقى و اجتماعى، با آنچه در كتب «عهدين» (تورات و انجيل) آمده است، اين برترى را به وضوح نشان مىدهد.