تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥
اين روايت نشان مىدهد: تمام مردم «مكّه» نيز مشمول اين حكم نبودند، بلكه، در ميان آنها اقليتى بودند كه موضع خصمانهاى در برابر مسلمانان نداشتند.
به هر حال، از اين آيات «يك اصل كلّى و اساسى» در چگونگى رابطه مسلمانان با غير مسلمين، استفاده مىشود، نه تنها براى آن زمان، كه براى امروز و فردا نيز ثابت است، و آن اين كه:
مسلمانان موظّفند در برابر هر گروه، جمعيت و هر كشورى كه موضع خصمانه با آنها داشته باشند، بر ضدّ اسلام و مسلمين قيام كنند، و يا دشمنان اسلام را يارى دهند، سرسختانه بايستند، و هرگونه پيوند محبت و دوستى را با آنها قطع كنند.
اما، اگر آنها در عين كافر بودن، نسبت به اسلام و مسلمين بىطرف بمانند، و يا تمايل به برقرارى رابطه داشته باشند، مسلمين مىتوانند با آنها رابطه دوستانه برقرار سازند، البته نه در آن حدّ كه با برادران مسلمان دارند، و نه در آن حدّ كه موجب نفوذ آنها در ميان مسلمين گردد.
و اگر جمعيت يا دولتى جزو گروه اول باشند و تغيير موضع دهند و يا به عكس، در گروه دوم باشند و مسير خود را تغيير دهند، بايد وضع فعلى آنها را معيار قرار داد و طبق آيات فوق با آنها عمل كرد.
***