تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
در زمانى كه آنها از قدرت ظاهرى برخوردارند، جز با توكل بر ذات خدا ممكن نيست، در پايان آيه مىافزايد: آنها گفتند: «پروردگارا! ما بر تو توكل كرديم، به سوى تو بازگشت نموديم و رجوع نهائى همه، سرانجام به سوى تو است» «رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ».
در حقيقت، آنها سه مطلب را در اين عبارت، به پيشگاه الهى عرضه داشتند:
نخست، توكل بر ذات او، و ديگر، توبه و بازگشت به سوى او، و سپس، توجه به اين حقيقت كه: رجوع نهائى همه چيز، به سوى او است، كه علت و معلول يكديگرند.
ايمان به معاد و بازگشت نهائى، سبب توبه مىگردد و توبه، روح توكل را در انسان زنده مىكند. «١»
***
در آيه بعد، به يكى ديگر از درخواستهاى ابراهيم و يارانش كه در اين زمينه، حساس و چشمگير است اشاره كرده، مىگويد: «پروردگارا! ما را مايه گمراهى كافران قرار مده» «رَبَّنا لاتَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا».
اين تعبير، ممكن است اشاره به اعمالى مانند: اعمال «حاطب ابن ابى بلتعه» باشد، كه گاهى از افراد بىخبر سر مىزند و كارى مىكنند كه، سبب تقويت گمراهان مىگردد، در حالى كه گمان مىكنند كار خلافى نكردهاند.
و يا اشاره به اين است: ما را در چنگال آنها گرفتار مكن، و در برابر آنها مغلوب مساز، مبادا بگويند: اگر اينها بر حق بودند، هرگز گرفتار شكست نمىشدند، و اين مايه گمراهى آنها مىگردد.