تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٧
يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحاً يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْا نْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ».
به اين ترتيب، هنگامى كه دو شرط اصلى، يعنى «ايمان و عمل صالح»، حاصل شود، اين مواهب عظيم، پشت سر آن خواهد بود: «بخشودگى گناهان» كه بيش از همه چيز فكر انسان را به خود مشغول مىدارد، و بعد از پاك شدن از گناه، «ورود به بهشت جاودان»، و نيل به فوز عظيم، بنابراين، همه چيز، بر محور ايمان و عمل صالح دور مىزند، و سرمايههاى اصلى همينها است، اينها كسانى هستند كه در آن «يوم التغابن» نه تنها مغبون نيستند، كه، به پيروزى بزرگ و فوز عظيم رسيدهاند.
***
سپس، مىافزايد: «اما كسانى كه كافر شدند، و آيات ما را تكذيب كردند اصحاب دوزخند و جاودانه در آن مىمانند، و سرانجام آنها سرانجام بدى است» «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ خالِدِينَ فِيها وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ».
در اينجا نيز، عامل بدبختى دو چيز شمرده شده است: «كفر» و «تكذيب آيات الهى» كه ضد «ايمان» و «عمل صالح» است، و در نتيجه، در آنجا سخن از بهشت جاويدان است، و در اينجا از دوزخ هميشگى، آنجا فوز عظيم است و اينجا بئس المصير و سرانجام مرگبار!
تنها تفاوتى كه در ميان بهشتيان و دوزخيان در اين دو آيه ديده مىشود، يكى اين است كه: در مورد بهشتيان، عفو از گناهان، قبل از هر چيز ذكر شده، كه در مورد دوزخيان مطرح نيست.
ديگر اين كه: در آنجا خلود در بهشت با كلمه «أَبَداً» نيز تأكيد شده، ولى، در