تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٤
«آنها كارهاى بسيار بدى انجام مىدهند» «إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ».
چرا كه در ظاهر، ابراز ايمان مىكنند، و در باطن، كفر مىورزند، و در طريق هدايت مردم به آئين حق، ايجاد مانع مىنمايند، و چه عملى از اين بدتر و زشتتر؟.
«جُنَّة» از ماده «جَنَّ» (بر وزن فَنّ) در اصل، به معنى پنهان كردن چيزى از حس است، و «جِنّ» (بر وزن سن) به خاطر اين كه موجودى است ناپيدا، اين واژه بر او اطلاق مىشود، و از آنجا كه «سپر» انسان را از ضربات اسلحه دشمن، مستور مىدارد، در لغت عرب به آن، «جُنَّة» گفته مىشود، و باغهاى پردرخت را نيز به خاطر مستور شدن زمينهايشان، «جَنَّت» مىگويند.
به هر حال، اين يكى از آثار نفاق است، كه خود را در زير پوششى از نام مقدس خداوند، و سوگندهاى غلاظ و شداد، قرار مىدهند، تا چهره واقعى خويش را مكتوم دارند، عواطف مردم را به سوى خود جلب كرده، و از اين طريق به اغفال آنها بپردازند و «صدّ عن سبيل اللّه» كنند.
اين تعبير، ضمناً نشان مىدهد: آنها دائماً با مؤمنان در حال جنگ و ستيزند، و هرگز نبايد فريب اين ظاهرسازى و چربزبانى آنها را خورد، زيرا انتخاب سپر، مخصوص ميدانهاى نبرد است.
درست است كه در بعضى از مواقع، انسان چارهاى جز سوگند ندارد، و يا لااقل سوگند كمك به بيان اهميت موضوع مورد نظر مىكند، ولى، نه سوگند دروغ، و نه سوگند براى هر چيز و هركار، كه اين شيوه منافقان است.
در آيه ٧٤ سوره «توبه» مىخوانيم: يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ: «آنها به خدا سوگند ياد مىكنند كه (سخنان زننده در غياب پيامبر) نگفتهاند، در حالى كه قطعاً سخنان كفرآميز گفتهاند».