تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٤
و، آيات مورد بحث، درست به نقطه مقابل آنها يعنى «اصحاب الشمال» پرداخته، و در يك مقايسه، وضع آن دو را كاملًا روشن مىسازد:
نخست مىفرمايد: «اما كسى كه نامه عملش به دست چپش داده شده، مىگويد: اى كاش! هرگز نامه اعمالم به من داده نمىشد»! «وَ أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ». «١»
***
«و اى كاش از حساب خود هرگز خبردار نمىشدم»! «وَ لَمْ أَدْرِ ما حِسابِيَهْ».
***
«و اى كاش مرگ من فرا مىرسيد و به اين زندگى حسرتبار پايان مىداد»! «يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ». «٢»
آرى، در آن دادگاه بزرگ، در آن «يوم البروز» و «يوم الظهور»، هنگامى كه تمام قبايح اعمال خود را برملا مىبيند، فريادش بلند مىشود، و پىدرپى آه سوزان از دل مىكشد، آهى حسرتبار، و نالهاى شرربار دارد، آرزو مىكند: با گذشتهاش به كلى قطع رابطه كند، آرزوى مرگ از خدا و نابودى و نجات از آن رسوائى بزرگ مىنمايد، همان گونه كه در آيه ٤٠ سوره «نبأ» نيز آمده است: وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِى كُنْتُ تُراباً: «كافر در آن روز مىگويد: اى كاش خاك بودم و هرگز انسان نمىشدم».
براى جمله «يا لَيْتَها كانَتِ الْقاضِيَةَ» تفسيرهاى ديگرى نيز گفته شده است، از جمله اين كه: منظور از «قاضِيَة» مرگ نخستين است، يعنى: اى كاش آن زمان