تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢
دو پيامبر يعنى موسى عليه السلام و مسيح عليه السلام اشاره مىكند كه، متأسفانه نمونههاى روشنى از «جدائى گفتار و عمل» و «عدم انسجام صفوف» در زندگى پيروان آن دو ديده مىشود، كه سرنوشت شومى به دنبال آن پيدا كردند.
نخست مىفرمايد: «به ياد آوريد هنگامى را كه موسى به قومش گفت: اى قوم من! چرا مرا آزار مىدهيد با اين كه مىدانيد من فرستاده خدا به سوى شما هستم»؟! «وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ».
اين آزار، ممكن است اشاره به تمام مخالفتها و بهانهجوئىهائى باشد كه «بنى اسرائيل» در طول حيات موسى عليه السلام با اين پيامبر بزرگ داشتند، و يا اشاره به ماجرائى همچون ماجراى «بيت المقدس» كه به موسى گفتند: ما حاضر نيستيم وارد اين شهر شويم و با «عمالقه» كه جمعى نيرومند و جبارند، بجنگيم، تو و پروردگارت برويد و آنجا را فتح كنيد تا ما وارد شويم! «١»
و همين امر، سبب شد كه ساليان دراز در وادى «تيه» بمانند، و طعم تلخ ادعاهاى واهى و سستى در امر جهاد را بچشند.
ولى، با توجه به آنچه در آيه ٦٩ سوره «احزاب» وارد شده، به نظر مىرسد:
اين ايذا و آزار، اشاره به نسبتهاى ناروائى است كه به موسى مىدادند، و خداوند موسى را از آن مبرا ساخت، در اين آيه مىخوانيم: يا أَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِيْنَ آذَوا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا وَ كانَ عِنْدَ اللَّهِ وَجِيْهاً:
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد همانند كسانى نباشيد كه موسى را آزار دادند و خداوند او را (از آنچه در حق او مىگفتند) مبرا ساخت».
اين نسبتها بسيار بود، گاه، او را متهم به قتل برادرش «هارون» كردند! و