تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
فرعون». «١»
جالب اين كه: همسر فرعون، با اين سخن، كاخ عظيم فرعون را تحقير مىكند، و آن را در برابر خانهاى در جوار رحمت خدا به هيچ مىشمرد، و به اين وسيله، به آنها كه او را نصيحت مىكردند كه: اين همه امكانات چشمگيرى كه از طريق «ملكه مصر بودن» در اختيار تو است، با ايمان به مرد شبانى همچون موسى عليه السلام از دست نده! پاسخ مىگويد.
و با جمله «وَ نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ» بيزارى خود را، هم از خود فرعون و هم از مظالم و جناياتش، اعلام مىدارد.
و با جمله «وَ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» ناهمرنگى خود را با محيط آلوده و بيگانگى خويش را از جنايات آنها برملا مىكند، و چقدر حساب شده است اين جملههاى سهگانهاى كه اين زن با معرفت و ايثارگر، در واپسين لحظههاى عمرش بيان كرد! جملههائى كه مىتواند براى همه زنان و مردان مؤمن جهان الهامبخش باشد، جملههائى كه بهانههاى واهى را از دست تمام كسانى كه فشار محيط، يا همسر را، مجوزى براى ترك اطاعت خدا و تقوا مىشمرند، مىگيرد.
مسلّماً، زرق و برق و جلال و جبروتى برتر از دستگاه فرعونى وجود نداشت، همان طور كه فشار و شكنجهاى فراتر از شكنجههاى فرعون جنايتكار نبود، ولى، نه آن زرق و برق، و نه اين فشار و شكنجه، آن زن مؤمن را به زانو در نياورد، و همچنان به راه خود در مسير رضاى خدا ادامه داد، تا جان خويش را در