تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢
گردش نيش قلم بر صفحه كاغذ، سرنوشت بشر را رقم مىزند، لذا پيروزى و شكست جوامع انسانى به نوك قلمها بسته است.
«قلم»، حافظ علوم و دانشها، پاسدار افكار انديشمندان، حلقه اتصال فكرى علماء، و پل ارتباطى گذشته و آينده بشر است، و حتى ارتباط آسمان و زمين نيز، از طريق لوح و قلم حاصل شده است!
«قلم»، انسانهائى را كه جدا از هم، از نظر زمان و مكان، زندگى مىكنند به يكديگر پيوند مىدهد، گوئى، همه متفكران بشر را در تمام طول تاريخ، و در تمام صفحه روى زمين، در يك كتابخانه بزرگ جمع مىبينى!
«قلم»، رازدار بشر، خزانهدار علوم، و جمعآورى كننده تجربيات قرون و اعصار است، و اگر قرآن به آن سوگند ياد مىكند به همين دليل است؛ زيرا هميشه سوگند به يك امر بسيار عظيم و پرارزش ياد مىشود.
و البته «قلم»، وسيلهاى است براى «ما يَسْطُرُون» و نوشتهها، كه قرآن به هر دو سوگند ياد كرده است، هم به «ابزار» و هم به «محصول» ابزار.
در بعضى از روايات آمده است: إِنَّ أَوَّلَ ما خَلَقَ اللَّهُ الْقَلَمَ: «نخستين چيزى را كه خدا آفريد قلم بود».
اين حديث را محدثان شيعه، از امام صادق عليه السلام نقل كردهاند، «١» و در كتب اهل سنت به عنوان يك خبر معروف نيز آمده است. «٢»
و در حديث ديگرى آمده: أَوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ تَعالى جَوْهَرَةٌ: «نخستين چيزى را كه خدا آفريد گوهرى بود». «٣»
و در بعضى از اخبار مىخوانيم: إِنَّ أَوَّلَ ما خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ: «نخستين چيزى را كه خدا آفريد عقل و خرد بود». «٤»