تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٨
تفسير:
راست قامتان جاده توحيد
در تعقيب آيات گذشته، پيرامون كافران و مؤمنان، در نخستين آيه مورد بحث، وضع حال اين دو گروه را، در ضمن مثال جالبى منعكس ساخته، مىفرمايد: «آيا كسى كه به رو افتاده حركت مىكند، به هدايت نزديكتر است، يا كسى كه راست قامت در صراط مستقيم گام برمىدارد و پيش مىرود»؟! «أَ فَمَنْ يَمْشِي مُكِبّاً عَلى وَجْهِهِ أَهْدى أَمَّنْ يَمْشِي سَوِيّاً عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ».
در اينجا، افراد بىايمان و ظالمان لجوج مغرور، به كسى تشبيه شدهاند كه، از جادهاى ناهموار و پرپيچ و خم، مىگذرد، در حالى كه به رو افتاده، و با دست و پا، يا به سينه حركت مىكند، نه راه را به درستى مىبيند، و نه قادر بر كنترل خويشتن است، نه از موانع با خبر است، و نه سرعتى دارد؟ كمى راه مىرود و درمانده مىشود.
ولى، مؤمنان را به افراد راستقامتى تشبيه مىكند كه، از جادهاى هموار، صاف و مستقيم، با سرعت، قدرت و آگاهى تمام، به راحتى پيش مىروند.
چه تشبيه جالب و دقيقى؟ كه آثار آن در زندگى اين دو گروه، كاملًا نمايان است و با چشم خود مىبينيم.
بعضى، مظهر اين دو گروه را، پيامبر صلى الله عليه و آله و «ابو جهل» شمردهاند، البته، اينها مصداقهاى روشنى براى آيه فوق است، ولى عموميت مفهوم آيه را محدود نمىكند.
در تفسير «مُكِبّاً عَلى وَجْهِهِ»، احتمالات متعددى گفته شده:
آنچه با مفهوم لغوى آن سازگارتر است، همان است كه در بالا گفتيم، و آن كسى است كه به رو افتاده و با دست و پا و سينه به پيش مىرود.