تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٧
به هر حال، اين طرز تفكر (خود را عزيز دانستن و ديگران ذليل، و خود را ولى نعمت و ديگران محتاج شمردن) يك تفكر منافقانه است، كه از غرور و تكبر از يكسو، و گمان استقلال در برابر خدا از سوى ديگر، ناشى مىشود، اگر آنها به حقيقت عبوديت آشنا بودند، و مالكيت خدا را بر همه چيز مسلّم مىدانستند، هرگز گرفتار اين اشتباهات خطرناك نمىشدند.
قابل توجه اين كه: در آيه قبل در مورد منافقان تعبير به: لايَفْقَهُون: «نمىفهمند» آمده، و در اينجا: لايَعْلَمُون: «نمىدانند»، اين تفاوت تعبير، ممكن است براى پرهيز از تكرار، كه مخالف فصاحت است بوده باشد، و نيز ممكن است از اين جهت باشد كه، درك مسأله مالكيت خداوند نسبت به تمام خزائن آسمانها و زمين، مطلب پيچيدهترى است كه، احتياج به دقت و فهم بيشترى دارد، در حالى كه اختصاص عزت به خدا و پيامبر و مؤمنان بر كسى مخفى نيست.
***
نكتهها:
١- ده نشانه منافق!
از مجموع آيات فوق، نشانههاى متعددى براى منافقان، استفاده مىشود، كه در يك جمعبندى مىتوان، آن را در ده نشانه، خلاصه كرد:
١- دروغگوئى صريح و آشكار (وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ).
٢- استفاده از سوگندهاى دروغين براى گمراه ساختن مردم (اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً).
٣- عدم درك واقعيات، بر اثر رها كردن آئين حق، بعد از شناخت آن (لايَفْقَهُونَ).
٤- داشتن ظاهرى آراسته و زبانى چرب، علىرغم تهى بودن درون و باطن