تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٨
بلند شده، «گفتند: واى بر ما كه طغيانگر بوديم»! «قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ».
آنها در مرحله قبل اعتراف به «ظلم» و ستم كردند، و در اينجا، اعتراف به «طغيان»، و در حقيقت طغيان مرحلهاى است بالاتر از ظلم؛ زيرا ظالم ممكن است اصل قانون را بپذيرد، ولى بر اثر غلبه هواى نفس ستم كند، اما طغيانگر اصلًا زيربار قانون نمىرود و آن را به رسميت نمىشناسد.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: «ظلم»، اشاره به «ظلم بر خويشتن» است، و «طغيان»، اشاره به «تجاوز بر حق ديگران».
اين نكته نيز قابل توجه است: عرب هنگامى كه با مصيبتى روبرو مىشود و يا مىخواهد اظهار انزجار از چيزى كند، گاه «ويس» مىگويد، و گاه «ويح»، و گاه «ويل»، اولى در مصيبت خفيف است، دومى شديدتر، و سومى اشد آنها است، و اين نشان مىدهد، صاحبان باغ خود را مستحق شديدترين سرزنشها مىدانستند.
***
سرانجام، بعد از اين بيدارى و هشيارى و اعتراف به گناه و بازگشت به سوى خدا، رو به درگاه او آورده، گفتند: «اميد است پروردگارمان گناهان ما را ببخشد، و باغستانى بهتر از اين باغ به جاى آن، در اختيار ما بگذارد» «عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها».
«چرا كه ما به سوى او روى آوردهايم، به ذات پاكش دل بستهايم، و حل اين مشكل را نيز از قدرت بىپايان او مىطلبيم» «إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ». «١»
آيا به راستى، اين گروه از كار خود پشيمان شدند، در برنامه خويش تجديد نظر كردند، و تصميم قاطع گرفتند: اگر در آينده مشمول نعمت الهى شوند، حق