تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣
تفسير:
سرانجام طرح دوستى با دشمن خدا
چنان كه در شأن نزول دانستيم، حركتى از ناحيه يكى از مسلمانان صادر شد كه هر چند به قصد جاسوسى نبود، ولى اظهار محبتى به دشمنان اسلام محسوب مىشد، لذا آيات فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد: از تكرار اين گونه كارها در آينده بپرهيزند.
نخست، مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! دشمن من و خود را دوست خويش قرار ندهيد» «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ».
يعنى: آنها فقط دشمنان خدا هستند كه با شما نيز عداوت و دشمنى دارند، با اين حال چگونه دست دوستى به سوى آنها دراز مىكنيد؟!
سپس مىافزايد: «شما نسبت به آنها اظهار محبت مىكنيد در حالى كه آنها نسبت به آنچه از حق براى شما آمده (اسلام و قرآن) كافر شدهاند، و رسول خدا و شما را به خاطر ايمان به خداوندى كه پروردگار همه شما است از شهر و ديارتان بيرون مىرانند» «تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ». «١»
آنها، هم در عقيده با شما مخالفند، و هم، عملًا به مبارزه برخاستهاند، و كارى را كه بزرگترين افتخار شما است، يعنى ايمان به پروردگار، براى شما بزرگترين جرم و گناه شمردهاند، و به خاطر همين، شما را از شهر و ديارتان آواره