تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٠
پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان معصوم عليهم السلام صورت مىگرفت، اين دعوت، مفهوم وسيع و گستردهاى دارد، كه همه اينها را شامل مىشود.
***
سپس، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، مىگويد: «مرا با تكذيب كنندگان اين سخن (يعنى قرآن) رها كن تا حساب همه آنها را برسم»! «فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ».
اين، تهديدى است شديد از ناحيه خداوند قادر قهار، كه به پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد: نمىخواهد تو دخالت كنى، مرا با اين تكذيبكنندگان لجوج و سركش رها كن، تا آنچه مستحقند به آنها بدهم!
فراموش نكنيم اين را خداوندى مىگويد كه، بر همه چيز توانا است.
اين تعبير، ضمناً مايه دلدارى و قوت قلب پيامبر صلى الله عليه و آله و مؤمنان در مقابل كارشكنىها و توطئههاى دشمنان است.
و مىافزايد: «ما آنها را به زودى از آنجا كه نمىدانند تدريجاً به سوى عذاب پيش مىبريم» «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لايَعْلَمُونَ».
***
«و به آنها مهلت مىدهم، و در عذابشان عجله نخواهم كرد، چرا كه نقشههاى من محكم و دقيق و عذاب من شديد است» «وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ».
در حديثى، از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: إِذا أَحْدَثَ الْعَبْدُ ذَنْباً جَدَّدَ لَهُ نِعْمَةً، فَيَدَعُ الْاسْتِغْفارَ فَهُوَ الْاسْتِدْراجُ: «گاه مىشود هنگامى كه بندگان سركش گناه مىكنند، خداوند به آنها نعمتى مىدهد، آنها از گناه خود غافل مىشوند، و