تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
بلكه، مىخواستند از اعتقاد خود به نبوت او خبر دهند، و مسلّماً در اين خبر دروغگو بودند.
اين نكته نيز، قابل توجه است كه، آنها در شهادت خود، انواع تأكيدها را به كار بردند «١» و خداوند نيز با قاطعيت، با همان لحن، آنها را تكذيب مىكند، اشاره به اين كه در برابر آن قاطعيت، چنين قاطعيتى لازم است.
ذكر اين نكته نيز در اينجا لازم است كه، «منافق» در اصل از ماده «نَفْق» (بر وزن نفخ) به معنى نفوذ و پيشروى است، و «نَفَق» (بر وزن شفق) به معنى كانالها و نقبهائى است كه زير زمين مىزنند، تا براى استتار يا فرار از آن استفاده كنند.
بعضى از مفسران گفتهاند: بسيارى از حيوانات مانند: موش صحرائى، روباه و سوسمار، براى لانه خود دو سوراخ قرار مىدهند: يكى آشكار، كه از آن وارد و خارج مىشوند، و ديگرى پنهانى، كه اگر احساس خطرى كنند از آن مىگريزند، اين سوراخ پنهانى را «نافقاء» گويند. «٢»
و به اين ترتيب، «منافق» كسى است كه: طريقى مرموز و مخفيانه براى خود برگزيده، تا با مخفىكارى و پنهانكارى، در جامعه نفوذ كند، و به هنگام خطر، از طريق ديگر فرار نمايد.
***
آيه بعد، به دومين نشانه آنها پرداخته، چنين مىگويند: «آنها سوگندهايشان را سپر ساختهاند، تا مردم را از راه خدا بازدارند» «اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ».