تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧
٤٢ يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلايَسْتَطِيعُونَ
٤٣ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ
٤٤ فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لايَعْلَمُونَ
٤٥ وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
ترجمه:
٤٢- (به خاطر بياوريد) روزى را كه ساق پاها (از وحشت) برهنه مىگردد و دعوت به سجود مىشوند، اما نمىتوانند (سجده كنند).
٤٣- در حالى كه چشمهايشان به زير افتاده، و ذلت وجودشان را گرفته؛ آنها پيش از اين دعوت به سجود مىشدند در حالى كه سالم بودند.
٤٤- اكنون مرا با آنها كه اين سخن را تكذيب مىكنند واگذار! ما آنان را از آنجا كه نمىدانند به تدريج به سوى عذاب پيش مىبريم.
٤٥- و به آنها مهلت مىدهم؛ چرا كه نقشههاى من محكم و دقيق است!
تفسير:
آن روز مىخواهند سجده كنند، اما قادر نيستند
در تعقيب آيات گذشته، كه مشركان و مجرمان را در برابر يك بازپرسى كوبنده قرار مىداد، در آيات مورد بحث، گوشهاى از سرنوشت آنها را در قيامت نشان مىدهد، تا روشن شود: اين گروه خودخواه و پر ادعا، در آن روز چقدر