تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٣
جلوگيرى مىكند، تجاوزگر، و گنهكار است» «مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ».
نه تنها خود كار خيرى نمىكند و راه خيرى ارائه نمىدهد، كه، سدّى است در مقابل خير و بركت ديگران، به علاوه، انسانى است متجاوز از حدود الهى و حقوقى كه خدا براى هر انسانى تعيين كرده، و اضافه بر اين صفات، آلوده هرگونه گناهى نيز هست، به طورى كه گناه جزء طبيعت او شده است.
***
و سرانجام، به هشتمين و نهمين صفات آنها اشاره كرده، مىفرمايد: «او بعد از همه اينها پرخور، و بدنام است» «عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ».
«عُتُلّ» به طورى كه «راغب» در «مفردات» مىگويد: به كسى مىگويند كه بسيار غذا مىخورد، و همه چيز را به سوى خود مىكشد، و ديگران را از آن باز مىدارد.
بعضى ديگر، «عُتُلّ» را به معنى انسان بدخوى كينهتوز خشن، يا انسان بىحياى بد خلق تفسير كردهاند.
«زَنِيم» كسى است كه اصل و نسب روشنى ندارد و او را به قومى نسبت مىدهند، در حالى كه از آنها نيست، و در اصل از «زنمه» (بر وزن قلمه) به قسمتى از گوش گوسفند مىگويند، كه آويزان است، گوئى جزء گوش نيست و به آن وابسته است.
تعبير به «بَعْدَ ذلِكَ» اشارهاى به اين معنى است كه، اين دو صفت از صفات سابق زشتتر و نكوهيدهتر است، چنان كه جمعى از مفسران از آن استفاده كردهاند.
خلاصه اين كه: خداوند در اينجا، چنان ترسيمى از مكذّبان و صفات زشت و اخلاق رذيله آنها فرموده كه، شايد در سرتاسر قرآن شبيه و نظير نداشته باشد،