تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩
مىيابد.
اگر شما راست مىگوئيد و دوست خاص او هستيد، پس، چرا اين قدر به زندگى دنيا چسبيدهايد؟!
چرا اين قدر از مرگ وحشت داريد؟ اين دليل بر اين است كه، شما در اين ادعاى خود صادق نيستيد.
قرآن، همين معنى را به تعبير ديگرى در سوره «بقره» آيه ٩٦ بازگو كرده است، مىگويد: وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ:
«آنها را حريصترين مردم بر زندگى اين دنيا مىيابى، حتى حريصتر از مشركان، تا آنجا كه هر يك از آنها دوست دارد هزار سال عمر كند، در حالى كه اين عمر طولانى او را از عذاب الهى باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بينا است»!
***
و پس از آن به دليل اصلى وحشت آنها از مرگ، اشاره كرده، مىافزايد: «آنها هرگز آرزوى مرگ نمىكنند به خاطر اعمالى كه از پيش فرستادهاند» «وَ لا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ».
ولى «خداوند ظالمان را به خوبى مىشناسد» «وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ».
در حقيقت، ترس انسان از مرگ، به خاطر يكى از دو عامل است: يا به زندگى بعد از مرگ ايمان ندارد، و مرگ را هيولاى فنا و نيستى و ظلمتكده عدم مىپندارد، و طبيعى است كه انسان از نيستى و عدم بگريزد.
و يا اين كه، به جهان پس از مرگ معتقد است، اما پرونده اعمال خود را