تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
دوستى و برنامه مشترك، انسان تا آنجا كه مىتواند به همكارى شايسته ادامه دهد و هرگاه نتوانست، به طرز شايسته جدا شود، كه «جدائى شايسته» نيز خود نوعى پيروزى و موفقيت براى طرفين است!
از آنچه كه گفتيم معلوم شد كه «امساك به معروف» و «جدائى به معروف» معنى وسيعى دارد كه، هرگونه شرائط واجب و مستحب و برنامههاى اخلاقى را دربر مىگيرد و مجموعهاى از آداب اسلامى و اخلاقى را در ذهن مجسم مىكند.
سپس، به دومين حكم اشاره كرده، مىافزايد: «هنگام طلاق و جدائى، دو مرد عادل از خودتان (از مسلمانان) را شاهد بگيريد» «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ».
تا اگر در آينده اختلافى روى دهد، هيچ يك از طرفين، نتوانند واقعيتها را انكار كنند.
بعضى از مفسران، احتمال دادهاند: شاهد گرفتن، هم در مورد طلاق است و هم در مورد رجوع، ولى از آنجا كه شاهد گرفتن به هنگام رجوع، بلكه به هنگام تزويج، قطعاً واجب نيست، بنابراين اگر فرضاً آيه فوق، رجوع را هم شامل شود، در اين مورد يك دستور مستحب است.
و در سومين دستور، وظيفه شهود را چنين بيان مىكند: «شهادت را براى خدا برپا داريد» «وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ».
مبادا تمايل قلبى شما به يكى از دو طرف، مانع شهادت به حق باشد، بايد جز خدا و اقامه حق، انگيزه ديگرى در آن راه نيابد، درست است كه شهود بايد عادل باشند، ولى با وجود عدالت نيز، صدور گناه محال نيست، به همين دليل، به آنها هشدار مىدهد: مراقب خويش باشند، آگاهانه يا ناآگاهانه از مسير حق منحرف نشوند.