تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢
و از آنجا كه معرفت مبدأ و معاد كه در آيات قبل، پايهريزى شده، اثر حتمى آن، تلاش در راستاى اطاعت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله است، در آيه بعد مىافزايد: «و اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر را» «وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ».
ناگفته پيدا است: اطاعت رسول خدا صلى الله عليه و آله نيز شعبهاى از اطاعت خداوند است؛ چرا كه او از خود چيزى نمىگويد، و تكرار «أَطِيْعُوا» در اينجا اشاره به همين است، كه اين دو در عرض هم نيست، بلكه، يكى از ديگرى سرچشمه مىگيرد، از اين گذشته، اطاعت خداوند، مربوط به اصول قوانين و تشريع الهى است، و اطاعت رسول، مربوط به تفسيرها و مسائل اجرائى مىباشد، بنابراين، يكى اصل و ديگرى فرع است.
سپس، مىفرمايد: «اگر شما روى گردان شويد و اطاعت نكنيد، او هرگز مامور به اجبار شما نيست، وظيفه رسول ما تنها ابلاغ آشكار است» «فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ». «١»
آرى، او موظف به رساندن پيام حق است، بعداً سر و كار شما با خدا است، و اين تعبير، يك نوع تهديد جدى و سربسته است.
***
و در آخرين آيه، اشاره به مسأله توحيد در عبوديت مىكند، كه به منزله دليلى براى وجوب اطاعت است، مىفرمايد: «خداوند كسى است كه هيچ معبودى جز او نيست» «اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ».
«و چون چنين است، مؤمنان بايد فقط بر او تكيه كنند» «وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ».