تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤١
عاطفى و جنسى برمىگردد، مثلًا هر مردى انتظار دارد كه همسرش پاكيزه و جذاب باشد، همچنين هر زن نيز چنين انتظارى از شوهرش دارد، ولى اين از امورى است كه غالباً حاضر به اظهار آن نيستند، اينجا است كه بىاعتنائى طرف مقابل و نرسيدن به وضع ظاهر خويش و ترك تزيين لازم، و ژوليده و كثيف بودن، همسر او را از ادامه چنين ازدواجى سير مىكند، مخصوصاً اگر در محيط زندگانى آنها افرادى باشند كه اين امور را رعايت كنند و آنها بىاعتنا از كنار اين مسأله بگذرند.
لذا، در روايات اسلامى اهميت زيادى به اين معنى داده شده، چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: لايَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها: «سزاوار نيست زن زينت و آرايش براى شوهرش را تعطيل كند». «١»
و در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود: وَ لَقَدْ خَرَجْنَ نِساءٌ مِنَ الْعِفافِ إِلَى الْفُجُورِ ما أَخْرَجَهُنَّ إِلَّا قِلَّةُ تَهْيِئَةِ أَزْواجِهِنَّ! «زنانى از جاده عفت خارج شدند و علتى جز اين نداشت كه مردان آنها به خودشان نمىرسيدند»! «٢»
ه- عدم تناسب فرهنگ خانوادگى و روحيات زن و مرد با يكديگر نيز از عوامل مهم طلاق است، و اين مسألهاى است كه بايد قبل از اختيار همسر دقيقاً مورد توجه قرار گيرد كه، آن دو علاوه بر اين كه «كفو شرعى» يعنى مسلمان باشند، «كفو عرفى» نيز باشند، يعنى تنها تناسبهاى لازم از جهات مختلف در ميان آن دو رعايت شود، در غير اين صورت بايد از به هم خوردن چنين ازدواجهائى تعجب نكرد.
***