تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
درباره تسبيح عمومى موجودات جهان، قبلًا بحثهاى مشروحى داشتهايم. «١»
***
بعد از اين اشاره كوتاه و پرمعنى به مسأله توحيد و صفات خدا، به مسأله بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و هدف از اين رسالت بزرگ، كه در ارتباط با عزيز، حكيم و قدوس بودن خداوند است، پرداخته چنين مىگويد: «او كسى است كه در ميان درس نخواندهها رسولى از خودشان برانگيخت تا آياتش را بر آنها بخواند» «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْا مِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ».
و در پرتو اين تلاوت «آنها را از هرگونه شرك، كفر، انحراف و فساد پاك و پاكيزه كند، و كتاب و حكمت بياموزد» «وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ».
چرا كه «آنان پيش از آن به طور مسلّم در ضلال مبين و گمراهى آشكارى بودند» «وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ».
جالب اين كه: بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را با آن ويژگىهائى كه جز از طريق اعجاز نمىتوان تفسير كرد، نشانه عظمت خدا و دليل بر وجود او گرفته، مىگويد: خداوند همان كسى است كه چنين پيامبرى را مبعوث كرد، و چنين شاهكارى را در آفرينش به وجود آورد!
«أُمِّيِّينَ» جمع «أُمّى» به معنى «درس نخوانده» است منسوب به «امّ» (مادر) يعنى: مكتبى جز مكتب دامان مادرش را نديده است.
و بعضى آن را به معنى «اهل مكّه» دانستهاند؛ زيرا «مكّه» را «امّ القرى» (مادر آبادىها) مىناميدند، ولى اين احتمال بعيد به نظر مىرسد؛ چرا كه نه پيامبر