تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٦
بنابراين، نفس پيكار مطرح نيست، آنچه مهم است اين كه، پيكار «فى سبيل اللّه» باشد، و آن هم با اتحاد و انسجام كامل، همانند سدّى فولادين.
«صَفّ» در اصل، معنى مصدرى دارد، و به معنى قرار دادن چيزى در خط صاف است، ولى در اينجا معنى اسم فاعل را دارد.
«مَرْصُوص» از ماده «رصاص» به معنى «سرب» است، و از آنجا كه گاه براى استحكام و يكپارچگى بناها، سرب را آب مىكردند و در لابلاى قطعات آن مىريختند، به طورى كه فوق العاده محكم و يكپارچه مىشد، به هر بناى محكمى «مَرْصُوص» اطلاق مىشود.
و در اينجا منظور اين است: مجاهدان راه حق در برابر دشمن، يك دل و يك جان و مستحكم و استوار بايستند، گوئى همه يك واحد به هم پيوستهاند كه، هيچ شكافى در ميان آن نيست.
لذا در تفسير «على بن ابراهيم» در توضيح اين آيه آمده است: يَصْطَفُّونَ كَالْبُنْيانِ الَّذِى لا يَزُولُ: «مجاهدان راه خدا صف مىكشند همانند بنائى كه هرگز ويران نمىگردد». «١»
در حديثى آمده است: أمير مؤمنان على عليه السلام در ميدان «صفين»، هنگامى كه مىخواست ياران خود را آماده پيكار كند، فرمود:
«خداوند عزّوجل شما را به اين وظيفه راهنمائى كرده است ... و فرموده إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ، بنابراين، صفوف خود را همچون يك بناى آهنين محكم كنيد، آنها كه زره پوشند مقدم شوند، و آنها كه بىزرهاند، پشت سر آنان قرار گيرند، دندانها را محكم به هم بفشاريد كه ... و در برابر نيزهها در پيچ و خم باشيد كه براى رد كردن نيزه دشمن