تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٩
تفسير:
او را بگيريد و زنجيرش كنيد!
در ادامه آيات گذشته، كه سخن از «اصحاب شمال» مىگفت، از آنها كه، نامه اعمالشان را به دست چپشان مىدهند و آه و ناله از آنها برمىخيزد و آرزوى مرگ مىكنند، در آيات مورد بحث، به گوشهاى از عذابهاى آنها در قيامت اشاره كرده، مىفرمايد:
«در اين هنگام به فرشتگان عذاب دستور داده مىشود: او را بگيريد، و در بند و زنجيرش كنيد»! «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ».
«غُلُّوه» از ماده «غل»، چنان كه قبلًا هم گفتهايم: زنجيرى است كه گاه به وسيله آن، دست و پاى مجرمان را به گردن آنها مىبستند و بسيار مشقتبار و رنج آور بوده.
***
«سپس گفته مىشود او را در آتش دوزخ وارد كنيد» «ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ».
***
«بعد او را به زنجيرى بكشيد كه درازاى آن هفتاد ذراع است» «ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ».
«سِلْسِلَه» به معنى زنجير است، و در اصل، از ماده «تسلسل» به معنى تكان خوردن و لرزش گرفته شده؛ زيرا حلقههاى زنجير مىلرزند و تكان مىخورند.
تعبير به «هفتاد ذراع» ممكن است از باب «تكثير» باشد؛ زيرا عدد هفتاد از اعدادى است كه غالباً براى كثرت به كار مىرود، و نيز ممكن است، منظور همان عدد هفتاد باشد، به هر حال، چنان زنجيرى را آن چنان اطراف مجرمان مىپيچند كه، سرتاپاى آنها را فرا مىگيرد.