تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٧
ما نيز اهل كتابيم، و مفتخر به بعثت حضرت موسى كليم عليه السلام هستيم، قرآن در پاسخ آنها مىگويد: چه فائده؟ كه دستورهاى «تورات» را زير پا نهاديد و آن را در زندگى خود هرگز پياده نكرديد.
ولى، به هر حال هشدارى است به همه مسلمانان كه، مراقب باشند، سرنوشتى همچون «يهود» پيدا نكنند، اين فضل عظيم الهى كه شامل حال آنها شده، و اين قرآن مجيد كه بر آنها نازل گرديده، براى اين نيست كه تنها در خانهها خاك بخورد، يا به عنوان «تعويذ چشم زخم» حمايل كنند، يا براى حفظ از حوادث به هنگام سفر از زير آن رد شوند، يا براى ميمنت و شگون خانه جديد، همراه «آئينه» و «جاروب»! به خانه تازه بفرستند، و تا اين حدّ آن را تنزل دهند، و يا آخرين همت آنها، تلاش و كوشش براى تجويد، تلاوت زيبا، ترتيل و حفظ آن باشد، و در زندگى فردى و اجتماعى كمترين انعكاسى نداشته باشد و در عقيده و عمل، از آن اثرى به چشم نخورد.
و در ادامه اين مثل، مىافزايد: «قومى كه آيات الهى را تكذيب كردند مسلّماً مثال بدى دارند» «بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ».
چگونه آنها تشبيه به «حمار حامل اسفار» نشوند؟ در حالى كه، نه تنها با عمل، كه با زبان هم آيات الهى را انكار كردند، چنان كه در آيه ٨٧ سوره «بقره» درباره همين قوم «يهود» مىخوانيم: أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ:
«آيا هر زمان پيامبرى بر خلاف هواى نفس شما آمد، در برابر او تكبر كرديد، گروهى را تكذيب نموديد، و گروهى را به قتل رسانديد»؟!
و در پايان آيه، در يك جمله كوتاه و پرمعنى مىفرمايد: «خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند»؟ «وَ اللَّهُ لايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ».