تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠
مخصوصاً در مورد باغ و زراعت، در روايات اسلامى دستور داده شده: به نيازمندان حاضر سهمى بدهند كه با اقتباس از آيه شريفه: وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ: «حق آن را به هنگام درو بپردازيد» «١» به عنوان «حق الحصاد» معروف شده است، و آن حقى است غير از زكات معروف، و منظور از آن چيزى است كه، هنگام حضور مستمندان در موقع چيدن ميوه، يا درو كردن زراعت به آنها پرداخته مىشود، و حدّ معيّنى ندارد. «٢»
ولى، هنگامى كه علاقه به مال و ثروت در شكل افراطى و انحرافى ظاهر مىشود، صورت انحصار طلبى به خود مىگيرد، و حتى، گاهى بىآن كه خود نياز به چيزى داشته باشد، دوست دارد ديگران از آن محروم باشند!
و به تعبير ديگر، از منحصر بودن مواهب الهى به خودش لذت مىبرد، و اين بلاى بزرگى است كه مخصوصاً امروز هم در جوامع انسانى نمونههاى بسيار دارد، و مىتوان آن را يك نوع بيمارى خطرناك شمرد.
داستان «اصحاب الجنة» و صاحبان باغستان كه در آيات فوق آمده، ترسيم روشنى از روحيه انحصار طلبى گروهى از ثروتمندان است، كه چگونه دست به دست هم مىدهند، و براى محروم ساختن نيازمندان نقشه مىكشند، و دور از چشم آنها، به برداشتن محصول و استفادههاى كلان مىپردازند، ولى بسيار مىشود، آهِ اين محرومان به صاعقههاى سوزانى تبديل مىگردد و خرمن زندگى اين ثروتمندان انحصار طلب را به آتش مىكشد، و بسيار ديده شده است، اين صاعقهها در شكل انقلابها ظاهر مىشود، و آنچه را آنها باور نمىكردند با چشم خود مىبينند، آه و فريادشان به آسمان بلند مىشود و دم از توبه و جبران