تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٧
نمىبيند، بسيار است، و علم و دانش امروز اين حقيقت را ثابت كرده كه، محسوسات دايره محدودى از موجودات را شامل مىشود، و آنچه در افق حسّ قرار نمىگيرد، چه در زمينه رنگها، اصوات، طعمها، امواج و غير آن، به مراتب افزونتر است.
ستارگانى كه در مجموع دو نيم كره زمين با چشم ديده مىشود، طبق محاسبه دانشمندان، در حدود پنج هزار ستاره است، در حالى كه ستارگانى كه با چشم ديده نمىشود، از ميلياردها تجاوز مىكند.
امواج صوتى كه گوش انسان قادر به درك آن است، امواج محدودى است، در حالى كه هزاران موج ديگر صوتى وجود دارد، كه گوش انسان قادر به شنيدن آن نيست.
رنگهائى را كه ما مىتوانيم ببينيم، هفت رنگ معروف است، ولى امروز مسلّم شده رنگهاى بىشمار ديگرى ماوراء بنفش، و مادون قرمز، وجود دارد، كه چشم ما قدرت مشاهده آن را ندارد.
تعداد حيوانات كوچكى كه با چشم ديده نمىشود، آن قدر زياد است كه تمام دنيا را پر كرده، و گاه در يك قطره آب، هزاران هزار از آنها وجود دارد، با اين حال، چقدر دردناك است كه ما خود را در زندان محسوسات زندانى كنيم و از ماوراء حس بىخبر بمانيم يا آن را انكار كنيم؟
عالم ارواح، عالمى است كه با دلائل عقلى و حتى تجربى اثبات شده، عالمى است بسيار گستردهتر از عالم جسم ما، با اين حال، چگونه مىتوان در چهارچوب محسوسات محبوس ماند؟
***
و در آيه بعد، به ذكر نتيجه و جواب اين سوگند بزرگ و بىنظير پرداخته، مىفرمايد: «اين قرآن گفتار رسول بزرگوارى است» «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ».