تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٧
انتقامجوئى و افراط از ناحيه پدران و همسران گردد، بلافاصله در ذيل آيه، براى تعديل آنها مىفرمايد: «و اگر عفو كنيد، صرفنظر نمائيد و ببخشيد خداوند نيز شما را مشمول عفو و رحمتش قرار مىدهد؛ چرا كه خدا غفور و رحيم است» «وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ».
بنابراين، اگر آنها از كار خود پشيمان شدند و در مقام عذرخواهى برآمدند، و يا بعد از هجرت به شما پيوستند، آنها را از خود نرانيد، عفو و گذشت پيشه كنيد، همان طور كه انتظار داريد خدا هم با شما چنين كند.
در داستان افك «عايشه» در تفسير سوره «نور» مىخوانيم: هنگامى كه كار شايعهسازان در «مدينه» بالا گرفت، بعضى از مؤمنان كه بستگانشان در صف شايعهسازان بودند سوگند ياد كردند، هرگونه كمك مالى را از آنها قطع كنند، آيه ٢٢ همان سوره نازل شد و گفت: «آنها كه داراى برترى مالى و وسعت زندگى هستند، نبايد سوگند ياد كنند كه از انفاق نسبت به نزديكان، مستمندان و مهاجران در راه خدا دريغ نمايند آنها بايد عفو كنند و صرفنظر نمايند»:
أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ: «آيا دوست نداريد خداوند شما را ببخشد»؟!
در اين كه فرق ميان «عفو»، «صفح» و «غفران» چيست؟ با توجه به مفهوم لغوى آنها روشن مىشود كه، سلسله مراتب بخشش گناه را بيان مىكند؛ زيرا «عفو» به معنى صرفنظر كردن از مجازات است، و «صفح» مرتبه بالاترى است يعنى ترك هرگونه سرزنش، و «غفران» به معنى پوشاندن گناه و به فراموشى سپردن آن است.
به اين ترتيب، افراد با ايمان در عين قاطعيت در حفظ اصول اعتقادى خويش، و عدم تسليم در مقابل زن و فرزندانى كه آنها را به راه خطا دعوت مىكنند، بايد تا آنجا كه مىتوانند در تمام مراحل، از محبت و عفو و گذشت دريغ