تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
و با اين بهانه و اين برچسب زشت، از آيات خداوند فاصله مىگيرد، آنها را به دست فراموشى مىسپرد، و ديگران را نيز اغوا مىكند، و به همين دليل، نبايد از چنين افرادى اطاعت و پيروى كرد، و اين تكميلى است بر نهى از اطاعت اين گونه افراد.
***
آخرين آيه مورد بحث، از يكى از مجازاتهاى اين گروه پرده برداشته، مىافزايد: «به زودى بر بينى و خرطوم او علامت و داغ ننگ مىنهيم»! «سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ».
اين، تعبيرى است گويا و رسا بر نهايت ذليل ساختن آنها، زيرا:
اوّلًا- تعبير به «خُرطُوم» (بينى) كه تنها در مورد خوك و فيل گفته مىشود، تحقير روشنى براى آنها است.
ثانياً- «بينى» در لغت عرب، معمولًا كنايه از بزرگى و عزت است، همان گونه كه در فارسى نيز وقتى مىگوئيم: بينى او را به خاك بماليد، دليل بر اين است كه عزت او را بر باد دهيد.
ثالثاً- علامت گذاردن، مخصوص حيوانات است، در حيوانات در صورت آنها مخصوصاً بر بينى آنها علامتگذارى نمىشود، و در اسلام نيز اين كار نهى شده است، همه اينها با بيانى رسا مىگويد: خداوند اين چنين افراد طغيانگر خودخواه متجاوز سركش را، چنان ذليل مىكند و كوس رسوائى آنها را در همه جا به صدا درمىآورد كه، عبرت همگان گردند.
تاريخ اسلام نيز، گواه بر اين معنى است كه، اين دسته از مخالفان لجوج، با پيشرفت اسلام چنان خوار و ذليل شدند كه، نظير و مانند نداشت، و رسوائى در آخرت از آن هم بيشتر است.