تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٨
وَ الْا رْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِيْنَ كَفَرُوا: «ما آسمان و زمين و آنچه را در ميان اين دو است بيهوده نيافريديم، اين گمان كافران است».
بعد از آن به آفرينش «انسان» پرداخته، و ما را از «سير آفاقى» به «سير انفسى» دعوت كرده، مىافزايد: «شما را تصوير كرد، تصويرى زيبا و دلپذير» «وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ».
به انسان، ظاهرى آراسته، و باطنى پيراسته، عقلى فروزان و خردى نيرومند داد، و از آنچه در كل جهان هستى است، نمونههائى در وجود او آفريد، آن چنان كه «عالم كبير» در اين «جرم صغير» خلاصه شده است.
ولى، همان گونه كه در پايان آيه مىفرمايد: «سرانجام بازگشت همه چيز به سوى او است» «وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ».
آرى، انسان كه جزئى از مجموعه عالم هستى است، از نظر آفرينش، با هدفدار بودن كل جهان هماهنگ است، از پستترين مراحل، شروع به حركت كرده، به سوى بىنهايت، كه وجود بىپايان حق و قرب به خدا است، پيش مىرود.
تعبير به: فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ: «صورت شما را نيكو آفريد» هم صورت ظاهر را شامل مىشود، و هم صورت باطن را، هم از نظر جسم، و هم از نظر جان، و به راستى، يك نظر اجمالى در آفرينش جسم و جان انسان، نشان مىدهد: زيباترين پديده عالم هستى او است، و خدا در آفرينش اين موجود، قدرتنمائى عجيبى كرده و سنگ تمام گذارده است!
***
و از آنجا كه، انسان براى هدف بزرگى آفريده شده، بايد دائماً تحت مراقبت پروردگار باشد، پروردگارى كه، از درون و برون او باخبر است، لذا در آيه بعد