تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
هرگز نمىخواستيم از آنها انتقام بگيريم، بلكه، هدف تربيت انسانها، هدايت آنها در مسير كمال، ارائه طريق و ايصال به مطلوب بوده است.
«تَعْيِها» از ماده «وعى» (بر وزن سعى) آن گونه كه «راغب» در «مفردات» و «ابن منظور» در «لسان العرب» گفتهاند: در اصل، به معنى نگهدارى چيزى در قلب است، سپس، به هر ظرفى «وعاء» گفته شده، چون چيزى را در خود نگه مىدارد، و در آيه مورد بحث، اين صفت براى گوشها ذكر شده است، گوشهائى كه حقايق را مىشنوند و در خود نگه مىدارند.
يا به تعبير ديگر، گاه انسان سخنى را مىشنود، و فورا آن را از گوش بيرون مىافكند، همان طور كه در تعبيرات عاميانه مىگوئيم: از اين گوش شنيد و از گوش ديگر بيرون كرد، ولى، گاه روى آن انديشه مىكند و در دل جاى مىدهد، و آن را چراغ راه زندگى خود مىشمرد. اين چيزى است كه از آن تعبير به «وعى» مىشود.
***
نكتهها:
١- فضيلت ديگرى از فضائل على عليه السلام
در بسيارى از كتب معروف اسلامى، اعم از تفسير و حديث آمده است:
پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به هنگام نزول آيه فوق (وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ) فرمود:
سَأَلْتُ رَبِّىِ أَنْ يَجْعَلَها أُذُنَ عَلِىٍّ: «من از خدا خواستم كه گوش على را از اين گوشهاى شنوا و نگهدارنده حقايق قرار دهد» و به دنبال آن، على عليه السلام مىفرمود:
ما سَمِعْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله شَيْئاً قَطُّ فَنَسِيْتُهُ إِلَّا وَ حَفِظْتُهُ:
«من هيچ سخنى بعد از آن از رسول خدا نشنيدم كه آن را فراموش كنم، بلكه هميشه آن را به خاطر داشتم». «١»