تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١
آنان نازل كرد، و حقوقى براى آنان قرار داد، (و آنها جسور شدند)». «١»
در تفسير «درّ المنثور» نيز همين معنى، ضمن حديث مفصلى از «ابن عباس» نقل شده، در آن حديث آمده است «عمر» مىگويد: بعد از اين ماجرا آگاه شدم كه پيامبر صلى الله عليه و آله از تمام همسرانش كنارهگيرى كرده، و در محلى به نام «مشربه ام ابراهيم» اقامت گزيده، خدمتش رسيده عرض كردم: اى رسول خدا! آيا همسرانت را طلاق گفتى؟ فرمود: نه.
گفتم: اللّه اكبر، ما جمعيت «قريش» پيوسته بر زنانمان مسلط بوديم، اما هنگامى كه به «مدينه» آمديم، جمعى را ديديم كه زنانشان بر آنان مسلّطاند، زنان ما نيز از آنها ياد گرفتند! روزى ديدم همسرم با من مشاجره مىكند، من اين عمل او را عجيب و زشت شمردم.
گفت: چرا تعجب مىكنى؟ به خدا همسران پيامبر صلى الله عليه و آله هم با پيامبر صلى الله عليه و آله چنين مىكنند! حتى گاه از او قهر مىنمايند، و من به دخترم «حفصه» سفارش كردم:
هرگز چنين كارى را نكند.
و گفتم: اگر همسايهات (منظور «عايشه» است) چنين مىكند، تو نكن؛ زيرا شرائط او با تو متفاوت است. «٢»
درباره «صالح المؤمنين» بحثى داريم كه به خواست خدا در نكات خواهد آمد.
***
در آخرين آيه مورد بحث، خداوند روى سخن را به تمام زنان پيامبر صلى الله عليه و آله كرده، با لحنى كه خالى از تهديد نيست مىفرمايد: «هر گاه او شما را طلاق گويد،