تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٦
و سينهاش مملوّ از غم و اندوه» «إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ».
منظور از اين «ندا» همان است كه در آيه ٨٧ سوره «انبياء» آمده است:
فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ: «او در ميان ظلمتها صدا زد كه: معبودى جز تو نيست، منزهى تو، من از ستمكاران بودم».
و به اين ترتيب، به ترك اولاى خود اعتراف كرد، و از خدا تقاضاى عفو و بخشش نمود.
اين احتمال نيز وجود دارد كه: منظور از «ندا» همان نفرينى باشد كه براى قومش كرد، در حالى كه، مملوّ از خشم و غضب بود، ولى مفسران تفسير اول را برگزيدهاند، از اين جهت كه، تعبير به «نادى» در اين آيه، هماهنگ است با تعبيرى كه در آيه ٨٧ سوره «انبياء» آمده، كه مسلّماً مربوط به زمانى است كه در شكم ماهى محبوس بود.
به هر حال، «مَكْظُوم» از ماده «كظم» (بر وزن هضم) به معنى گلوگاه است، و «كظم سقاء» به معنى بستن دهان مشك بعد از پرشدن است، به همين مناسبت، به كسانى كه بسيار خشمگين يا غمناك مىشوند و خويشتندارى مىكنند، «كاظم» گفته مىشود و باز به همين مناسبت، اين واژه در معنى «حبس» نيز به كار رفته.
بنابراين، «مكظوم» در آيه فوق دو معنى مىتواند داشته باشد، مملوّ بودن از خشم و اندوه، و يا محبوس بودن در شكم ماهى، ولى معنى اول چنان كه گفتيم، مناسبتر است.
***
در آيه بعد، مىافزايد: «هر گاه نعمت و رحمت پروردگار او به ياريش