تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٩
مُشْتَمِلٌ عَلى فِتْنَةٍ، وَ لَكِنْ مَنِ اسْتَعاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ، فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ يَقُولُ: «وَ اعْلَمُوا إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ»:
«هيچ كس از شما نگويد خداوندا، از امتحان و آزمايش به تو پناه مىبرم؛ چرا كه هر كس داراى وسيله آزمايشى است (و حداقل مال و فرزندى دارد و اصولًا طبيعت زندگى دنيا، طبيعت آزمايش و بوته امتحان است) و لكن كسى كه مىخواهد به خدا پناه برد، از امتحانات گمراه كننده پناه برد، چه اين كه خداوند مىگويد: «بدانيد اموال و اولاد شما وسيله آزمون است».»
همين معنى با مختصر تفاوتى در آيه ٢٨ سوره «انفال» ديده مىشود (آنچه در ذيل كلام امير مؤمنان على عليه السلام و روايت فوق، ذكر شده تعبيرى است كه در سوره «انفال» آمده است، دقت كنيد).
بسيارى از مفسران و محدثان در اينجا نقل كردهاند: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله بر فراز منبر مشغول خطبه بود، حسن و حسين عليهما السلام كه آن روز دو كودك بودند وارد شدند، در حالى كه پيراهنهاى سرخى به تن داشتند، گاه به هنگام راه رفتن لغزش پيدا كرده مىافتادند، همين كه چشم رسول خدا صلى الله عليه و آله به آنها افتاد خطبه خود را قطع كرده، از منبر فرود آمد، آنها را در بغل گرفت، بر فراز منبر برد، و بر دامان خود نشانيد و بعد فرمود: خداوند عزّوجلّ درست فرموده است كه: «إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ» من هنگامى كه نظر به اين دو كودك كردم كه راه مىروند و مىلغزند، شكيبائى نكردم تا گفتارم را قطع نمودم و آنها را برداشتم، و بعد از آن به خطبه خود ادامه داد. «٢»
بايد توجه داشت: «فتنه» و آزمايش، گاه آزمون خير است، و گاه آزمون شرّ،