تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢
مغناطيسى از طريق همين نيروى مغناطيسى چشمها است.
در دنيائى كه «اشعه ليزر»- كه شعاعى است نامرئى- مىتواند كارى كند كه از هيچ سلاح مخربى ساخته نيست، پذيرش وجود نيروئى در بعضى از چشمها كه از طريق امواج مخصوص، در طرف مقابل اثر بگذارد، چيز عجيبى نخواهد بود.
بسيارى نقل مىكنند: با چشم خود افرادى را ديدهاند كه داراى اين نيروى مرموز چشم بودهاند، و افراد يا حيوانات يا اشيائى را از طريق چشم زدن از كار انداختهاند.
لذا، نه تنها نبايد اصرارى در انكار اين امور داشت، بايد امكان وجود آن را از نظر عقل و علم پذيرفت.
در روايات اسلامى نيز، تعبيرات مختلفى ديده مىشود، كه وجود چنين امرى را اجمالًا تأئيد مىكند.
در حديثى مىخوانيم: «اسماء بنت عميس» خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد:
گاه به فرزندان «جعفر» چشم مىزنند، آيا «رُقْيَه» اى براى آنها بگيرم (منظور از «رقيه» دعاهائى است كه مىنويسند و افراد براى جلوگيرى از چشم زخم با خود نگه مىدارند و آن را «تعويذ» نيز مىگويند).
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: نَعَمْ، فَلَوْ كانَ شَىْءٌ يَسْبِقُ الْقَدَرَ لَسَبَقَهُ الْعَيْنُ: «آرى، مانعى ندارد، اگر چيزى مىتوانست بر قضا و قدر پيشى گيرد، چشم زدن بود»!. «١»
و در حديث ديگرى آمده است: امير مؤمنان عليه السلام فرمود: پيامبر براى امام حسن و امام حسين «رُقْيَه» گرفت، و اين دعا را خواند: أُعِيذُكُما بِكَلِماتِ التَّامَّةِ وَ أَسْماءِ اللَّهِ الْحُسْنَى كُلِّها عامَّةً، مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهامَّةِ، وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ عَيْنٍ لامَّةٍ، وَ مِنْ